نوشته شده در تاريخ 1388/2/26باسمیرامیس زئوس
|
وقتی افزایش ظرفیت دانشگاهها به اضافه شدن یه ردیف صندلی در هر کلاس خلاصه بشه؛
به مناسبت اصلاح الگوی مصرف هم سهمیه ناهار سربازها رو قطع میکنند دیگه...
نوشته شده در تاريخ 1388/2/23باسمیرامیس زئوس
|
سکوت فقدان صدا نیست؛ بلکه آن هنگام است که هر صوتی به سهولت شنیده شود؛
و شنیدن کل اصوات کائنات در سکوت محض محقق میشود...
" سکوت سرشار از ناگفتههاست"
نوشته شده در تاريخ 1388/2/18باسمیرامیس زئوس
|
من نه ترکم، نه همدانی، از خارجه! هم نیامده ام، با کردها هم نسبتی ندارم...
یعنی همهی اینها به یک سبک سخن میگویند... لطفا؟ 
نوشته شده در تاريخ 1388/2/17باسمیرامیس زئوس
|
بیش از یک ساعت در باب مسخره بودن اینها و مضحک بودن آنها سخنرانی کرد؛
حوصله نداشتم بگم تمسخر دیگران اصلا در شان من نیست...
نوشته شده در تاريخ 1388/1/30باسمیرامیس زئوس
|
مردم ما همواره در تلاشند تا آنچه را که دوست میدارند یا نمیدارند در عنوان
ارزش و ضد ارزش به دیگران و جامعه تحمیل کنند...
یعنی در این جامعه یه انسان اختیار کرک صورت خودش رو هم نداره... لطفا؟
نوشته شده در تاريخ 1388/1/28باسمیرامیس زئوس
|
این روزها، گاهی پر میشوم از شهوت پریدن...
نوشته شده در تاريخ 1388/1/11باسمیرامیس زئوس
|
به گمانم هر چه نفرین در طول تاریخ بر قاجار و خوانین شده؛ به ما چند نفر
رسیده باشد... همین!
نوشته شده در تاريخ 1387/12/17باسمیرامیس زئوس
|
آدونیس درست میگه که مترجم یک خائن و خرابکار ِ :
" در خانوادهی ما کسی قبل از ازدواج جفت گیری نمیکنه" 
نوشته شده در تاريخ 1387/12/16باسمیرامیس زئوس
|
بدین وسیله به اطلاع میرساند که آکواریوم را جمع نموده قصد تغییر کاربری
آن به گلخانه را داریم؛ لذا فکر دیگری برای ماهی قرمزهای عیدتان بفرمایید... لطفا!
و من الله توفیق!
نوشته شده در تاريخ 1387/12/11باسمیرامیس زئوس
|
هیچ وقت دوستان زیادی نداشته ام؛ آنقدر که فراموش کنم دوستشان بدارم...
عمر محدود انسان، دوستان زیادی نمیطلبد تا برای هیچ کدام وقتی نداشته باشیم...
نوشته شده در تاريخ 1387/12/4باسمیرامیس زئوس
|
همیشه بزرگترین سوزن بزرگترین سوراخ را ندارد...
نوشته شده در تاريخ 1387/11/30باسمیرامیس زئوس
|
روزهای دلتنگ و بی حوصلهای رو سپری میکنم؛
مینشینم مقابل عبادتگاه کوچک گوشهى اتاقم؛ شمع روشن میکنم و شعر میخوانم...
نوشته شده در تاريخ 1387/11/23باسمیرامیس زئوس
|
مشترک مورد نظر در گذر است.
نوشته شده در تاريخ 1387/11/7باسمیرامیس زئوس
|
فرهنگ را بیشتر، خصلتی ذاتی میدونم که با تربیت صحیح میتونه بالیده بشه
و فقدان آن در سرشت موجب درجهی پایین فرهنگ پذیری افراد خواهد بود...
این را خردسالان متشخص و بزرگان بی فرهنگ به من آموخته اند...
نوشته شده در تاريخ 1387/10/1باسمیرامیس زئوس
|
زمستون جانجان سلام...
اولین روزت رو قدم زدم زیر آسمونی پر از آلتو کومولو نیمبوس...
نوشته شده در تاريخ 1387/9/29باسمیرامیس زئوس
|
بعضیها چه باحالند... نیم کیلو شکر میریزند تو فنجون قهوهشون...
نوشته شده در تاريخ 1387/9/26باسمیرامیس زئوس
|
کودکی با فکر آدم برفی شادان... کودکی از حس سرما لرزان...
نوشته شده در تاريخ 1387/9/15باسمیرامیس زئوس
|
هان لعنتیهایی که دردهایتان به کوچکی قلبهایتان است؛
جان تمام همسایگان دنیا دست از سر بی صاحب ِ صاحب مردهی من بردارید..!
ل ط ف ا ً
نوشته شده در تاريخ 1387/9/8باسمیرامیس زئوس
|
اون یکی هم که بود باید تا حالا از کهولت مرده باشه...
دیگه هیچ کی نیست... خلاص...
نوشته شده در تاريخ 1387/8/17باسمیرامیس زئوس
|
حالا اگه جنسیتها جا به جا بود هیچ کی ایراد نمیگرفتها...